من منعکس میشوم ، من تکرار میشوم ، من ضرب در من می شود. من خودمم ؟ و یا آنچه که شمااز من ساخته اید ؟پدر و مادر ، جامعه ، کار، پول ، حرص و آز ، جنگ، سیاست ، عشق، رابطه جنسی ، نفرت؟ منم یک محصول از محیط زیست با تاریخ انقضا ؟ نقشم را خوب بازی کردم؟ کار، پرداخت مالیات ،تولید فرزندان و مردن .. من واقعا هستم ؟ تکرار این دایره تمام زندگیست ؟.jpg)
|
+نوشته
شده در جمعه 28 اسفند 1394;ساعت19:03;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
موفقیت مثل حاملگیست . . . .
همه بهت تبریک میگن ; اما نمیدونن چند بار گاییده شدی تا موفق شدی ...... 
|
+نوشته
شده در جمعه 28 اسفند 1394;ساعت18:55;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
هیچ
مترسکی را،
شبیه گرگ نساختند
شبیه پلنگ یا ببر یا
خرس هم نساختند .
به گمانم
ترسناک تر از آدمیزاد نیافته اند
مترسک سازها !
|
+نوشته
شده در جمعه 28 اسفند 1394;ساعت18:51;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
چند تا عکس جدید باحال اوردم از عشقایی به سبک خودم
|
+نوشته
شده در پنجشنبه 20 اسفند 1394;ساعت14:27;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
خودم تنها نیاز به کمک کسی ندارم تو تاریکیم فقط خودم هستم اره من یه عقده ایه مریضم من اتشی هستم که درونم نفرت میسوزد..
|
+نوشته
شده در جمعه 23 بهمن 1394;ساعت17:48;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
سلام همه مدت زیادیه که نمیام و اپ نمی کنم چون همش میرم فیسبوک و وقت نمکنم ب اینجا برسم از یه ورم دانشگا شروع شده و قراره حسابی گشاد شم گفته بودم از پسرای مو بلند خوشم میاد بر می گشتم تو اتوبوس یه موه شلخته جلوم وایساده بود خیلی تعجب کردم چون خیلی کم میشه مردا مو بلند کنن همش چشمم ب موهاش بود ولی خوب زنو بچه داشت اینم از شانس ما بر گشتو قیافهی زامبی گونشو دیدم که یهو صدای دخترا که پست سرم بودنو شنیدم که میخندیدنو میگفتن خوبه بچه ازش نمیترسه و لاقل یه شونه نزده منم خندم اومد اصلا ب ک ... ب قول پسرا. زنده باد بلک متاااااااااااااااال

دو روز پیش که داشتم از دانشگا
و یه بچه بغلش
. ولی اینو تو دلم گفتم تا وقتی که
و گفتم همون بهتر که بیریختی
اخه خیلی شلخته بود موهاشم زیاد بلند نبودا تا شونش

|
+نوشته
شده در جمعه 23 بهمن 1394;ساعت17:41;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
we only said god bye wit words i die a hunder time you go back to her and i go back to blak 
|
+نوشته
شده در دوشنبه 05 بهمن 1394;ساعت18:54;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
وجودم را خاب دیدم چه کابوسی... دیدم از تاریکی به تاریکی میروم پس کجاست من الظلمات الی نور دنیا وارونه بود کاش خاب بود..
|
+نوشته
شده در پنجشنبه 01 بهمن 1394;ساعت12:12;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|
دیروز بعد یه ماه دوست قدیم دیدمش خیلی کیف کردیم 
|
+نوشته
شده در پنجشنبه 01 بهمن 1394;ساعت12:07;توسط leyla157; |
|
ارسال نظر(0)
|